تاريخ : ۱۳٩٤/۱٢/٢٥ | ٢:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

از الهام چرخنده چه میدانید؟؟

چرا یکدفعه چرخید؟؟

و

و

و.........

و..................................

و آخــــــــــــــر

الهام جان چی شد که؟

خب اون طوری که خوشگل تر و ازادتر و باحال تر بودی؟

چی شد؟

امل شدی؟؟؟؟

فک کنم تازه از املی دراومدی!

میدونی چرا؟

چون با عقل خودت انتخاب کردی!

خودت رفتی جلو...

اورجینال شدی...کپی نیسی!!

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۳٠ | ۸:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

سلام آقا جان!

امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب

بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛

دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و

خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر

چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من

نماند…من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند. 

آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند

دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.اما اینجا بعضی ها

میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان

کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!ولی آن

شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر

میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من

چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت

را به خطر بیندازی!

من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال

در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به

معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.آقاجان!بخدا دردهایی که میکشم به

اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند.

مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟

مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟یعنی تمام

کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟یعنی

شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟

رهبرم!جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های

شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.آقا جان!

من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را

بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه

های شهرمان بخشکد.

"نامه ی شهید خلیلی به رهبر....15 روز قبل از شهادت ایشان"

اینترنت درموردشون سرچ کنید تا اصل واقعه رو متوجه بشین....اگه نشین خیییلی

حیفه!



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۳٠ | ۸:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

دختره  میگه آقای دکتر(انوشه):

این مگس های زباله چیه دور بر من...؟؟

مگه نمیدونن ارزش یه دختر چقده؟؟؟

دکتر انوشه:آخه دختر اگه تو بوی زباله از خودت راه نمینداختی

 مگسا که دنبالت نمیومدن!!؟!!



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۳٠ | ۸:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 تا کی بگوییمـ سهمیهـ دارد؟

تا کی؟

اگهـ اشکتـ در اومد...تو رو به خاطر عشقـ

یهـ تغییر رویهـ بدهـ

کهـ "مدیون شقایق ها" نباشیمـ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دستان من و تو برای ادامه ی راه میرسد...دیر نکنی!



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۳٠ | ۸:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

هر روز با خودم میگویم:

من که حجابم کامل است...دیگر چه نیازی به چادر دارم؟

تازه نه دروغ میگویمو نه غیبت میکنم...ساده هستم اما ساده لوح نیستم!

منی که از همه نظر کم ندارم چرا خودم را به چادر محدود کنم؟

چرا آخر چرا؟!؟!

نمیدانم چرا....اما یک نفر میگفت،بدون چادر حجابم کامل است...اما عفتم کامل نیست!!



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۳٠ | ۸:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

"تنهایی ام فروشی نیست که زیر پای هر کس و ناکسی پهن کنم"

مواظب دلتون باشین

دوستای خوب و مهربونم



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٥ | ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

گلی از شاخه اگر میچینیم برگ برگش نکنیم٬ و به بادش ندهیم

لااقل لای کتاب دلمان بگذاریم و شبی چند از آن هی بخوانیم و ببوییم و معطر بشویم٬

شاید از باغچه کوچک اندیشه مان گل رویید. 

"سهراب سپهری"



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٧ | ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

وقتی سکوت خدارا دربرابر راز و نیازت دیدی؛

نگو خدا با من قهر است

او به تمام کائنات فرمان سکوت داده

تا حرف دلت را بشنود...

پس حرف دلت را به او بگو...



تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٧ | ۳:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

پــــــرورگارا بهـ حقـ عزتتـ یاریمانـ کنـ کهـ:

دیرتر برنجیمـــ

زودتر ببخشیمــــ

کمتر قضاوتــــ کنیم

و بیشتر فرصتــــ بدهیمــــــ

"صحیفه ی سجادیه"



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱۱ | ۸:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

خدایــــــا بگیر از منـــــ آن چهـ

کهـ تو را از منـــ میگیرد.



تاريخ : ۱۳٩۳/٤/۳۱ | ۱:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

در سکوتـ و با سکوتـ با تو حرفـ میزنمـــ

کهـ روزهاستـ گوشـ ها

توانـ اوجـ موجـ حرفـ ها

براشانـ به سان فاجعهـ استــ...



تاريخ : ۱۳٩۳/٤/۱٩ | ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

از ما نیست کسی که به "رحمت خدا" ایمان نداشته باشد.

امام صادق (ع)



تاريخ : ۱۳٩۳/٤/٩ | ۱:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

خودت را به دست حوادث و جریانها نسپار...

چون خدا تو را آفریده است تا به وجود آورنده جریانها باشی

نه تسلیم شونده در برابر جریانها.



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/٢۸ | ٧:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

کم نیستند شادی ها، حتی اگر بزرگ نباشند...

چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه هاییم و به عبورشان می خندیم

چه آسان لحظه ها را به کام هم تلخ می کنیم!

و چه ارزان می فروشیم لذت با هم بودن را

چه زود دیر می شود و نمیدانیم که:

فردا می آید شاید ما نباشیم!

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۳ | ۸:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

دوست واقعی کسی است...

که در کنارش جرات داشته باشی

خودت باشی!



تاريخ : ۱۳٩۳/٢/۳۱ | ۸:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

اگر این کلام حضرت مسیح است...

پس پیامبر ما هم گفته اند...

حالا واقعا اونایی که کشورای اروپایی رو تو سرشون میزنن...

میگن همه شون خالص عبادت میکنن....

یه تجدید نظر....



تاريخ : ۱۳٩۳/٢/٢۱ | ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

دلم به مستحبی خوش است

که جوابش واجب است...

السلام علیک یا جواد الامه



تاريخ : ۱۳٩۳/٢/۱۸ | ۱:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

چرا بعضی ها فکر میکنن اگه چادر بپوشند،بر چسب سیاسی بودن می خورن؟

.....

دخترک رو به من کرد و گفت:واقعا آقا؟

گفتم:ببخشید چی واقعا؟

گفت:واقعا شما بچه بسیجی ها از دخترای چادر به سر بیشتر از ما خوشتون میاد؟

گفتم:بله

گفت:اگه آره، پس چرا پسرایی که از ما ها خوششون میاد از کنار ما که میگذرند محو ما میشن!!

ولی همین خود تو و امثال تو از چند متری یه دختر چادری که رد میشیدفقط سر پایین میندازید و رد میشید

گفتم: آره راست میگی، سر پایین انداختن کمه!

گفت:کمه؟ببخشید متوجه نمیشم؟

گفتم : آره تو راست میگی برای تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا باید زانو زد... حقا که سر پایین انداختن کمه!



تاريخ : ۱۳٩۳/٢/۱٠ | ٢:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

هر چه دل تنگت میخواهد بگو...میشنویملبخند

سلام بر دوستان عزیز سپهریم!

به نظرتون متن زیر چطوره؟

واقعیت داره؟نداره؟

جبر داره؟نداره؟

دینیه؟غیر دینیه؟

انسانیه؟غیر انسانیه؟

و...........

این پیام مال من نیست ولی بخونش:تورو به امام زمان قسم میدم این پیام رو بخون.دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم ناامید شدند شبی خواب حضرت زینب (س) را دیدم در گلوم آب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به20نفر بگم این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارش رو از دست داد مرد دیگری اعتقاد داشت 20میلیون به دست آورد.به دست کس دیگری رسید عمل نکرد پسرشو از دست داد.اگه به حضرت زینب اعتقاد داری این پیامو به20نفر بفرست....20روز دیگه منتظر معجزه باش.

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٢/۳ | ٤:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

خدایا خودم مواظب دشمنام هستم،

تو مواظب دوستام باش!




تاريخ : ۱۳٩٢/۱٢/۱٤ | ٥:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

سلامتیه رفیقی که از پشت خنجر خورد

ولی برگشت و گفت:

بی خیال رفیق،نشناخت!



تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/۱٢ | ٥:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

اگه گفتین فرق شتر،با  اسب چیه؟

.

.

.

دوتا کیلیپس نا قابلچشمک



تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/۳٠ | ٥:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

حق الناسـ فقط پول نیست...

گاهیــــ"دل" است....



تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/۱٦ | ۱:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

سلامی به همه ی دوستای خوبم

این بحثی که میخوام بگم...جوون پسنده...

یه علم حضوریه نه حصولی....

یعنی خودت باحست و احساست درکش میکنی...

چیزی نیست جز "معرفت نفس"

یعنی خودشناسی

یعنی پی بردن به تمام سوالاتی که درمورد خلقت و جهان داری

یعنی حس کردن خودت...یعنی پی بردن به خود حقیقیت

وقتی کار کردی...اون وقت یه چیزای دیگه رو هم میبینی و حس میکنی...

اون چیزایی رو که با مادیات نمی شد بفهمی...

البته دنبال هرکسی نرید...اگه یه نفر از غیب واست خبر آوردو...

کارای خارق العاده کرد...

دنبالش نرید...ما یه استاد تو شهرمون داریم 

اسمش استاد طاهرزاده است

اگه یه وقتی یه بحثی براتون پیش اومد به سایتشون سربزنید و بپرسید

....

معرفت نفس حقیقی رو باید از جاهای معتبر و آدمای 

معتبر گرفت 

سایتشون اسمش لب المیزانه

تو لینکام هست

به سایت لب المیزان حتما یه سری بزنید...

لب المیزان

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٩/٤ | ٥:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

امروز خانم تاریخمون داشت از اروپایی ها صحبت میکرد...

میگفت اونا درسته که شیک هستند....

ولی تجملاتی نیستند...قناعت دارند

****

ولی ما چی؟

اگه یکم لباسمون رنگش بره...حتما باید یکی دیگه خرید

اگه برای هرسال عید لباس نو نخریم...

میترسیم که مبادا فلانی بگه که خسیس یا....

اگه یه خونه ی آنچنانی نداشته باشیم...

همیشه تو فکریم که بد بخت تر از ما پیدا نمیشه!!!

اگه...اون حرف رو نزنم....کلاسم میاد پایین!

اگه....دوتا غیبت نکنم و دوستام رو دست نندازم...

رفیقام از دستم میرند...

اگه موبایل فلان مدل نداشته باشم......................................

و.................................................

***

واقعا چرا؟

چرا چشم و همچشمی...

اسراف....

و.....

زیاد شده؟؟؟

******

به نظرتون ، منظور این سخن مولا علی(ع) چیست؟

خوش‏ترین زندگى، زندگى با قناعت است.

 



تاريخ : ۱۳٩٢/۸/٢٩ | ٦:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

امر به معروف با یک زبان خوب

هیچ اشکالی نداره

بعضی وقتا با خودمون میگیم که من اول باید دوسال خودم رو

درست کنم و بعد برم امر به معروف و نهی از منکر کنم...

یا بعضی وقتا هم میگیم باید امر به معروف و نهی از منکر کنیم(بدون

درست کردن خودمون)...

ولی هر دوتاش غلطه

اگه فقط به یه دونش عمل کنیم خطاست و آسیب زننده

ولی وقتی متوجه شدیم که در کنار درست کردن خودمون...

با توجه به شیوه ی درست امر به معروف و نهی از منکر

تذکر هم بدهیم

آن وقت کار درست رو انجام دادیم

****

مولا علی(ع):

اگر امر به معروف و نهی از منکر نکردید...

بدانتان برشما مسلط میشوند...

و آن وقت هر چه دعا کنید...

به اجابت نرسد

*****

حتما کلیک کنید



تاريخ : ۱۳٩٢/۸/٦ | ٥:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

آقای قرائتی میگفتند:

یه روز سوار ماشین شدم و میخواستم برم مسافرت،

یکی از مسافرا به آقای راننده گفت:آقای راننده مگه

نمیبینی شیخ سوار شده،آهنگ رو روشن کن!!

داشت میگفت که من تو فکر رفتم که خدایا چیکار کنم؟قهر کنم؟

بخندم؟پیاده بشم؟....

که یک دفعه همونی که گفت آهنگ رو روشن کن،برگشت به من

گفت:خوشت میاد شیخ؟

درجوابش گفتم:من کاری ندارم حلال یا حرومه ولی میدونم یه

خواننده اس!

من باید در آینده دانشمند بشم،

اون وقت ذهنم رو بگذارم در اختیار یک خواننده؟

حلال هم باشه حیفه!

***********

و امــــــا....

چرا دینمون رو این قدر پیش افتاده فرض میکنیم؟

چرا فکر میکنیم سوال هایی که درمورد خداو...داریم،

اگه مطرحشون کنیم گناهه یا درموردمون فکر بد میکنن؟

نه،واقعا چرا دینومو رو فقط ازش یه بهشت و جهنم یاد گرفتیم؟

بچه ها آیـــــــا میدانید معتبرترین تاریخ اسلام رو قبلا ها یه

خارجی(غیرمسلمان)نوشته بوده؟؟؟؟؟؟؟

خب وقتی نمیریم سوالاتمون رو بپرسیم،همین طوری میشه

که جوون مملکتمون میاد میگه من میخوام مسیحی،بهایی،زردشتی

بشم!!!

چرا؟

خداییش تاحالا چندبار رفتیم سر نهج البلاغه و حداقل دوتا حدیثهای

کوچولوش رو خوندیم؟؟؟

اگه یه وقت چشممون و باز کردیم و دیدیم؛

ما موندیم و یه سری خیالات و اسراف ها و فکر نکردن ها!

پس حقمون میشه اگه دیگه شیعه!!! حسابمون نکنن!

اینا که میگم شعار نیست جانم!

اینا یه مشت حرفِ!اونم از نوع حسابش!!!

مثلا به ما میگن شیعه؟؟

خداییش هستیم یا نه؟؟

کتاب مِستِر هِمفِر و کتابهای اقای تیجانی(انگاه آگاه شدم و...)

رو بخونیم

که اگه یکی اومد بهمون یه چیزی گفت،دم دهنمون رو چسب نزده

باشیم!

و از روی ترس یا نگرفتن نمره و...سکوت نکنیم!!!

حتی بعضی معلم ها یه چیزایی میگن

که هدفشون یه چیز خیرخواهانه نیست!!

اگه اطلاعاتمون رو بالا نبردیم و فقط و فقط رمان خوندیم!

باید بدونیم که به اونایی که این امنیت و استقلال و محیط مناسب رو

آوردن...مدیونیم!!

مدیوووووون!





تاريخ : ۱۳٩٢/٦/٢۳ | ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه
تاريخ : ۱۳٩٢/٦/۱۳ | ۱:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

                                                  یادگرفتم...                                            

اونایی که پشت سرم حرف میزنند...

جاشون همون پشت سرمه...

یاد گرفتم بعضی ادما فقط بلدند انتقاد کنند...

بعضی ادما فقط بلدند غر بزنند...

بعضی ادما...

گذشت...و من موندم و خودم

فهمیدم خودم مهمترم...

مهمتر از حرفای دیگران...

گذاشتم حرفاشون رو بزنند...

اصلا این قدر بزنند که زبونشون مو در بیاره...

وقتی من به خودم اعتماد دارم...کسی نمیتونه....!!!

پس بیاین ببینیم حرفامون و رفتارمون چطوریه...

نیایم خودمون رو وقف شرایط کنیم...!!

یعنی هرچی هر کی میگه بگیم چشم...!!

نه...بیایم خودمون رو پیدا کنیم...!!

یکم غرور هم بد نیست...!!

همیشه که نمیشه نیشمون تا بنا گوشمون باز باشه؟!

اگه این طوری باشه که طرف میگه عجب آدم ساده ایه هااا!!

فقط ببین با دینت مطابقت داره یا نداره...

همین!!

به حرف مردم هم کاری نداشته باش...!

از قدیم گفتن مردم عقلشون به چشمشونه...!!

"پس ببینم چی کار میکنینااا"

منتظر پیشرفتاتون هستم!

****

راستی این امکان برام وجود داره که درمورد هر چیزی بحث کنم...

پس اگه سوالی بود در خدمتیم...در ضمن اگه موضوع خاصی برای بحث های آیندمون

داشتین، خبرم کنید



تاريخ : ۱۳٩٢/٦/۱٠ | ۳:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

خدایا...

حالا راز حکمت هایت را میفهمم...

بی نهایت ممنونم...

حالا میفهمم منظور از"نمی خوام چتر دنیا رو...که تو بارون احساسی" چیست...

مشکلات را با اغوش باز می پذیرم...

اعتمادم را نشان هر کس نمیدهم...

محبتم را برای هرکس تمام نمیکنم که دیگر برای خودم نماند...

چون میدانم که حق تویی...

حتی اگر همه با من مخالف باشند...باز هم پشتبانی به گرمی تو دارم

همیشه پیشم باش...

به گرمای دستانت نیازمندم



تاريخ : ۱۳٩٢/٦/٩ | ۳:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

از مخالفت نترسید...بادبادک وقتی بالا میرود

که با،باد مخالف مواجه شود...

 وبه قول فاطمه جونم(وبلاگ سما):

ماهی ها هم همیشه مخالف جریان آب حرکت میکنند


فقط ماهی های مرده با جریان اب هماهنگند



تاريخ : ۱۳٩٢/٦/٦ | ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه
تاريخ : ۱۳٩٢/٦/٥ | ٩:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

خواست بگوید...نمی تواند...

خواست بگوید...نمی شود...

خواست بگوید...

نگفت!

نشست و یه دل سیر جای بارون رو پر کرد...

بعد هم گفت...یا فاطمه ی زهرا(س)...

پاشد یکم راه رفت...

چندتا جمله ی امید بخش تو ذهنش مرور کرد...

بعدشم گفت...بسه!!

فکرهای منفی بسه!!

من میتونم!!

به خودش امید داد که امروز را بهترین کند...

گاهی هم کم می آورد...

ولی...دست از تلاش بر نمیداشت...

چون او به این جمله ایمان داشت:

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٦/٤ | ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

هرگز تسلیم نشوید!



تاريخ : ۱۳٩٢/٦/٢ | ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

خدایا این را دلم گفت بنویسم...نتوانستم درخواستش را رد کنم...

خدای من سر سرنوشت هایت چیست؟

که اگر در آنها "دقت" کنم..."دق.ام" می دهند...؟؟

درست است...قبول دارم...

میدانم خواستی راهم را کج نروم...

میدانم خواستی بینش داشته باشم...

ولی  نمیدانم نفعش بیشتر بود یا ضررش...

فقط میدانم خواستی نجوایت همیشه در دلم باشد...

خواستی سرنوشتم را دوباره بنویسم...

خواستی....

ولی خدایا...

 این دنیایت حقیر است.خفت است.بی وفایست...

 

گفتی منّت زمین را نکش...هر وقت دلت گرفت اغوش من باز است...

ولی خدای من این لفظ کلماتت قابل درک من نیست...

 درک نمیکنم که از رگ گردن به من نزدیک تری...

فقط ارزوی اغوش گرمت مانده بر دلم...

 

صدایم را میشنوی؟

گوش می دهی؟

من منتظر جوابم...؟

آری تو پاسخ میدهی ولی من ناشنوا...

تو میخندی ولی من نابینا...

تو دست دراز میکنی ولی من بی احساس...

خدایا بنده ی بی احساس به درد دنیایت نمیخورد...

اگر بگویم دیگر نمیتوانم...

جوابم را چه خواهی داد؟؟



تاريخ : ۱۳٩٢/٥/۳۱ | ٧:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

 

سوال:مگه نمیگید که اسلام آسون تر از ادیان دیگه اس؟

جواب:بله که هست!

سوال:پس منم هر چی که دیدم سخته رو انجام نمیدم...چون اسلام سختی نداره!!!

جواب:درسته اسلام سختی نداره ولیـــــ...بزار یه مثال برات بزنم:

یه نفر میره آزمایش میده...بهش میگن جوابش تا 20 روز دیگه حاضره!

میگه:من دوست فلانی هستماا!

میگن:خب 18 روز دیگه بیا بگیر!

میگه:راستی منم با اون یکی فامیلمااا!

میگن: خب 10 روز دیگه بیا بگیر!

میگه:راستی فلانی هم قراره شام دعوتمون کنه!

میگن: خب 5 روز دیگه بیا!

میگه:نمیشه زود تر بیام؟؟

میگن:زود تر از 5 روز مراحل آزمایش انجام نمیشه!

یا اینکه:

(نمیخوایم بگیم خال کوبی کار خوبیه...!! فقط مثال میزنیم تا مطلب جا بیفته)

یه نفر میخواد عکس یه شیر رو روی  کمرش خال کوبی کنه.

خال کوب کارش رو شروع میکنه و همین که اولین ضربه رو میزنه

اون مرده میپرسه:این جا کجای شیره:میگه یالشه!

میگه:یالش رو نمیخواد بزنی!

بعد از چند دقیقه دوباره میپرسه :این کجای شیره؟

بهش میگن:سرشه!

میگه:این رو هم نمی خواد بزنی!

و........

تا اینکه اون مرد خال کوب میگه:

اصلا بگو شیر نمیخوام!!!!!

 

×حالا نتیجه چیه؟؟

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٥/۱٧ | ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

 

سلامی دوباره...نماز روزه هاتون قبول درگاه ابدیت

خب بریم سراغ یه بحث دیگه:

یکی از دوستان میگفت قبلا ها خیلی اعتماد به نفس نداشته،خجالتی بوده، تا دیگران

یهروز بهش بی محلی میکردند احساس میکرده حتما یه کاری کرده که بهش محل

نمیدن!

احساس گناه،احساس شکست،احساس...!!

ولی میگفت:خودم هم از این احساساتم خسته شدم ولی نمیدونستم چیکار کنم.فکر

میکردم من دل ادما رو شکستم....

(نکته:اگه این طوری باشیم باعث میشه به خودمون اهمیت ندیم و زندگی برامون تلخ

بشه،چون در این مواقع فقط میخوایم بدونیم دیگران ذهنیتشون درموردمون چیه و همین

باعث میشه ذهن ادم ها رو بخونیم...

ذهن خوانی خیلی بده!خییییلی!حتی اگه میدونیم طرف منظوری هم داره نباید محل

بدیم...یا میشه بایه پرسش کوچیک:شما منظوری داشتین؟ موضوع رو حل کنیم...

دوباره برمیگردم به بحث قبل که درمورد ناراحت بودن آدما بود)

اولا نباید انتظار داشت:

مثلا انتظار نداشته باش دیگری درکت کنه یا برات بخنده یا بگه چته چی شده!!!

سعی کن حواست به خدا باشه حتی اگه قلبا نمیدونی چطوری محبت خدا رو درک

کنی!

بگذار نفست.غرورت یکم پایین بیاد...

هر چی دلت میگه نگی چشم...

یعنی عقلت به چشت نباشه!!

بیا سعی کنیم هر روز هر چند هم که سخت و لی ممکن: یه کار خوب بکنیم...

مثلا همیشه بخند حتی اگه دلت یه چیز دیگه میگه...

حتی اگه از همه چی ناراحتی...فقط یه لبخند رو لبت باشه...

سعی کن یکم حال دیگران رو درک کنی...

وقتی اون روز احساس ارزشمند بودن کردی...مثلا کار یکی رو راه انداختی.با یکی دیگه

همدردی کردی...یا...اون وقت اعتماد به نفس یا به قول دوستان اعتماد به سقفت میاد

بالا...

بیا سعی کنیم گذشته رو فراموش کنیم هرچند تلخ...!!!

اصلا تا حالا به این فکر کردیم وقتی که به گذشته فکر میکنیم زمان حال از دست میره و

همچنین اینده هم تباه میشه؟؟؟

هرچی ضایع بازی کردیم...هرچی دل شکوندیم...هرچی غصه خوردیم...و...

همه رو تجربه کردیم...

واما...

از حالا باید تجربه ها رو به کار ببندیم نه که بشینیم فکر کنیم وااای من اون روز...کاشــ...

گذشت و رفت و حالا من و تو موندیم و کلی راه...

اگه از همین حالا بخوایم خودمون رو بایکی بالاتر مقایسه کنیم و بعد همین طور غصه

بخوریم و خدای نکرده حسودی هم کنیم...که دیگه....!!

سعی کنیم استعدادها و توانایی هامون رو بشناسیم و همچنین یکم فقط یکم... فکر

کنیم محدودیت هامون چیه و قبول کنیم...

به خاطر این میگم به محدودیت ها کم فکر کنیم: چون باعث میشه ذهنمون پر از

محدودیت

بشه و جا واسه ابراز توانایی ها نداشته باشه...

اگه قابل حله که حلش کنیم...و اگه قابل حل نیست قبولش کنیم...

البته باید با احساس قبول کنیم نه با رفتار...

وقتی با احساس قبول کنیم:یعنی هی بهونه نمیگیریم و غر نمیزنیم

ولی اگه با رفتار قبول کردیم:بهانه گیری هم میکنیم...که این خیلی بده...

منتظر کسی هم نباشیم که بیاد راهمون بندازه...منتظران خوشبختی بد بختند!!!!

چشمه آن است که از خود بجوشد...یعنی اگه یه چشمه ی واقعی باشی همیشه آب

داری و به کسی وابسته نیستی...

ولی مشورت هم شرط عقله...

اگه حیاط خونه تون تاریک باشه بایه چراغ بهتر دیده میشه یا با چندتا چراغ؟؟

خب اگه چراغ رو جای عقلمون بگذاریم...پس نور عقل ما خیلی آنتن دهی نداره...

پس عقل آدمای "عاقل" به دردمون میخوره...

 امیرالمومنین مولا علی(علیه السلام) می فرمایند:

"هیچ پشتیبانی اطمینان بخش تر از مشورت نیست."

"با دشمن خرد مندت مشورت کن ولی از رای دوست نادان خود بیمناک باش"

(گاهی وقتا ادم باید امید داشته باشه که میتونه خودش رو درست کنه...!

حتی الکی هم امید باید داشت...چون فقط امیده که میتونه راهت بندازه...

و فقط خودتی که میتونی امیدت رو نگه داری و بســـ...)

لدفن به جای چه قشنگ گفتی و...هر وقتی وقت داشتین با حوصله بخونین و نظر

قشنگتون رو بگذارین...با تشکر

 

 

نظرات قابل توجه: 

سوال:ادما تا ی مدتی میتونن امید داشته باشن ولی وقتی بهتر شدنش دست یکی دیگس من باید چی کار کنم؟؟؟؟؟ به زور ک نمیتونم بگم خوشبختم! نظرت؟؟؟؟؟؟؟

جواب:به نظر من وابستگی زیاد چیز خوبی نیست...
اگه سعی کنیم وابستگی مون به ادما کم باشه و در عوض متکی به خودمون و خدای خودمون بایشم خیلی خوب میشه...
یه دوستی میگفت من وقتی اعتماد به نفسم پایینه و استرس دارم یاد قیامت میفتم که همه ی ادما چه بزرگها و چه کوچیک ها.چه خوبها و چه بدها با هم یه جا جمع میشن و میزان برتری تقواست!
برا همین دیگه احساس نمیکنم چقدر من ضعیفم...بلکه احساس قوی بودن میکنم.وبه این سادگی هاهم تسلیم حرف دیگران نمیشم...
نمیدونم تا چه حد منظورم رو روشن کردم....اگه جواب سوالت نبود بگو تا متوجه بشمگل

_________________________________________________________

سوال:من که از همون اولشم اعتماد به سقف داشتم حالا هم این جوریم یادمه به مامانم میگفتن بزرگ شه اروم تر و بهتر میشه ولی نشد که بشه دیگهنیشخند

جواب:به حرف مردم کاری نداشته باش چون خودت رو گم میکنی!
فقط خودت رفتارت رو بسنج...ببین اگه اعتماد به سقفت باعث مکدر شدن ارتباطت میشه درستش کن...ولی به وقتایی هم نظر سنجی خوبه...ولی موقعی که به همه ی خواسته ها بله نگی...طوری نشه که خودت رو ریز ببینی...موفق باشی عزیز دلم....گل

_________________________________________________________

سوال:هوووووووووم....حرفات درسته ولی من یچیزیو نمیفهمم...
کسی که واقعا بدبخته...چطوری میتونه بگه خوشبختم؟؟
و اینکه مشورت چه ربطی به بحث داشت؟؟
راسش منظورتو از این پست نمیفهمم

 

جواب:یه دور دیگه بخونش.ابو علی سینا یه کتاب رو 40 بار خوند تا فهمید چی میگه!
کسی که واقعا بد بخته چشمش رو روی خوشبختی هاش بستهلبخند
کسی واقعا بد بخته.نمیخواد فکرش رو آزاد کنه تا به یه چیزای دیگه به جز بد بختی فکر کنه
کسی که واقعا بد بخته شیطونه...اره شیطون واقعا بد بخته...
هیچ کس بد بخت نیست...فقط باید بگرده دنبال خوشبختی های درست
اگه اشتباه کرده از این به بعد درست بنویسه...چون صفحات دفترش هنوز برگ سفید هم داره!
برا این میگم مشورت:چون وقتی میخوای خود کفا بشی باید از نظرات عاقل ها هم استفاده کنی.یعنی بادیگرون فکر میکنم،با دیگرون هم شروع میکنم...که این غلطه
درستش اینه که با دیگرون فکر میکنم ولی خودم شروع میکنم
...
هر چی که فکر میکنیم همون هستیم...پس بهتره فکر خوب بکنیم
اگه نمیتونیم باید کمک بگیریم از ادمای عاقل 

 __________________________________________________________

سوال:امام علی هم انسان بود واز خیلی چیزاناراحت میشد و مجبور بود از خیلی چیزا دل بکنه حتی اگه تو دلش ناراحت بود...چرا؟؟چون امام بود و باید بهترین میبود...
ماهم میتونیم برای خوشحالیه دیگران ولو به ناراحتیه خودمون کارهایی رو بکنیم که تبدیل بشیم به یه آدم گــــل!!!

 

جواب:درسته ولی حدود داره...که با خوندن احادیث امامن میتونیم راه درست روبریم...
برای مثال:مولا علی(ع) میفرمایند:همی محبتت رو پای دوستت بگذار...ولی اعتمادت رو نه...
پس یعنی محبت با اعتماد فرق داره...و محبت هم حدود داره...لبخندگل 

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٥/۱۳ | ۳:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

 

لطفا حرف دلتون رو بگین:

حدیث داریم از یکی از امامهای مهربونمون:لا حیاء فی الدین

یعنی:درمورد دین حیا نکن...برو بپرس تا دینت رو از دست ندی

 

(این پیام مال من نیست، یکی برام فرستاده. ببخش برای تو فرستادم.)
سلام.آرزوتوازخدابخواه،بعدآیه زیروبخون:بسم الله الرحمن والرحیم لاحول ولاقوه الابالله العلی العظیم،این پیاموبه 9نفربفرست آرزوت برآورده میشه، پاک کنی ونفرستی خداآرزوتوقبول نمیکنه ساعتتونگاه کن ببین 9دقیقه بعد1اتفاق خوشحالت میکنه 

.

.

.

.

دین اسلام.دین رافت و مهربونیه و اجباری درش نداره

سوال:اجبار کجای این پیامه؟

جواب:همون جایی که گفته برا 9نفر بفرست...اگه نفرستی خدا آرزوت رو قبول نمیکنه!

اولا دعا شرایط خودش رو داره

دوما:همینجوری که براورده نمیشه

سوما:خدا کجای قران گفته اگه نکنی آرزوت رو بر اورده نمیکنم؟؟

خدا این قدر مهربونه که تو کتابش(قرآن)گفته که:

یاایهاالناسُ کلوا.....(بقره/168)

یعنی فقط نگفته ای مومنان بلکه تمام مردم رو مورد خطاب قرار داده

و آیات دیگر هم هست...

*چرا بعضیها(دشمنا) میخواند ادم رو با دین بد کنن؟؟؟

چرا ما یکم سراغ حدیث های نهج و البلاغه و نهج الفصاخه نمیریم؟؟

چرا سراغ سخنان شیرین امامانمون نمیریم؟؟

مثلا به ما میگن شیعه؟؟

یا فقط اسم شیعه رو یدک میکشیم؟؟

چرا باید تو مجالس قران و مجالس دور همی و مهمونی هامون بعضی آدما

به دین شبهه وارد کنن و ما هیچی نگیم؟؟

اگه این طوری پیش بره....که.........!!!

دوستان گلم به قول مولود جونم لدفن تو بحث شرکت کنید و اگه کسی انتقادی چیزی

داشت هم با کمال میل پذیراییمبغل

 

 

نظرات قابل توجه:

 

 قلم محبت

 سلام.نکته ی ظزیفیه . به قول بنده ی خدایی  می گفتن یه زمانی  رو جلد کتاب  دعا و...می نوشتن و الان کمی مدرن تر شده و با پیامک وایمیل. ما یه اصلی داریم که گاهی مقدمات درسته اما از مقدمات درست نتیجه غلط می گیرن . بله حدیث و آیه چیزهایی است که کاملا درست است اما نتیجه ای که گرفته می شود اشتباه. چرا که  ما برای خدا قرار نیست تعیین تکلیف کنیم .وظیفه ما بندگی است و خدا سمیع و بصیر است و مصلحت بنده اش را می داند.اینکه می گوییم اگر نفرستی ارزویت براورده نمی شود و یا اگر بفرستی فلان چیز می شود : سوال ما اینست که مگر تصمیم گیرنده ماییم ونعوذ بالله روزی دهنده و اجابت کننده ماییم؟ یه توصیه ای رو همیشه به ما کردن و اون اینکه  در تشخیص درست و نادرست به قرآن و سنت رجوع کنیم و هرجا که با انها منطبق بود بپذیریم وهرچه منطبق نبود کنار بگذاریم. 

 

ساده ه گی:

درباره مطلبت باید بگم که: خوندن دعا خوبه و خیلی دعاهایی داریم (همون طور که میدونید) که مثلا برای رفع بیماری ، حتی مثلا برای خوب شدن سردرد و ... و هر کدوم هم شیوه ی خاصی تعداد برای که تکرار میکنیم یا دعاهای اون. مثل تسبیحات حضرت زهرا که باید 34 تا الله اکبر و 33 تا الحمدلله و سبحان الله. مثال دفعات و شیوه ی اجرا مثل رفتن به یه آدرسی میمونه که آدم میخواد بره که مثلا 43 تای اولی آدم 34 قدم به سمت راست و 33 تای بعدی به سمت راست و.. اگه مثلا الله اکبر 36 باشه با 2 قدم اضافه تر با هدف فاصله می افته. این که تاکید میکنند اگه بفرستید قبوله و آرزو تو میگیرید و ... هم خوبه و هم بد. خوبه چون باعث ترویج کارهای خوب میشه اگه کار خوبش مستند و درست باشه ولی بده چون  قبول شدن توسط بنده ی خدا خرافی و ساختگیه .ولی خداییش درسته که باید از این کار عیبجویی کنیم ولی چقدر ما انجام کار خوب و شیوه ی انجام کارخوب رو نشر میدیم بین مردم؟یا بین آشنایان ؟ یا حتی دوستان. با انجام این کار موافقم ولی با کیفیت ش موافق نیستم .

جواب:

 

متشکرم از نظرتون.
وامـــــــــا نظر من:
وقتی که بخوایم با خرافات،کار های خوب رو ترویج بدیم که درست نیست!
و ادما عادت میکنن با انجام یه سری کارها،بدونن که حتما دعاشون برآورده میشه...این خوبه که ما بدونیم چیکار کنیم که مراحلش تو مفاتیح الجنان اومده... ولی بحث ما یه چیز دیگه اس، اینکه اسلام رو وارد خرافات نکنیم!
چون اسلام خارج از خرافاته...و همین میشه که از دین زده میشن... البته این یه نمونه ی خییییییلی کوچیکش بود....بعضی هاش هم هست که تازه شک و شبهه هم میندازه....

 

 گروه فرهنگی علمی اشنا:

 

این مطالب که قبلا به صورت نامه هایی به نام " شب نامه " در بین مردم بوده که فلانی خواب دیده که... و یا الآن هم به صورت پیامک و کامنت مطرح شده هیچ گونه ارزشی ندارد... و واقعا افرادی که این مطالب را می سازند باید شرم کنند که هر کس بدعتی بگذارد بد جایگاهی خواهد داشت...

 پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم: هر که بدعتى‏ نو آورد یا بدعتگزارى را پناه دهد خدا هیچ انصرافى و هیچ عوضى را به روز قیامت از او نپذیرد. رهاورد خرد (ترجمه تحف العقول) ؛ ؛ ص398

 حضرت على علیه السّلام فرمود: کسى نیست که بدعتى‏ نهد جز اینکه سنتى را با آن از میان مى‏برد. أصول الکافی / ترجمه کمره‏اى ؛ ج‏1 ؛ ص173

 امام باقر علیه السّلام و امام صادق علیه السّلام فرمودند: هر بدعتى‏ گمراهى است و هر گمراهى راه به دوزخ برد.أصول الکافی / ترجمه کمره‏اى ؛ ج‏1 ؛ ص165

 به عنوان یک کوچکتر از وب نویسان بزرگوار تقاضا دارم هرگاه از این مطالبی که کاملا مشخص است بدعت است برایشان کامنت گذاشته شد، همانجا حذفش کنند تا گسترش پیدا نکند و حتما به فرستنده این گونه کامنت ها هم تذکر دهید که به خطا نرود...

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٥/٧ | ٥:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

 

بعضی آدما...انگار هیچ وقت هیچ غمی ندارن...

    چهره شون خیلی شاده...خیلی خوش قلب و دلسوزند....

نمیدونمـــ اصلا غم رو احساس میکنند

یا...

دلشون دریاست...

نظر شما چیه...؟؟

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٥/٢ | ٦:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

 

 

باران رحمت خداوند همیشه می باردـــ....

تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایمــــــــــ...

 




تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢٩ | ٩:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

    

کسی که در برابر خداوند زانو بزند

 در برابر هرکسی میتواند ایستادگی کند...

 




تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢٦ | ٩:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

 

 

 

عادت ندارم درد دلم را به همه کس بگویم...

پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانمــــ...

تا همه فکر کنند...

نه دردی دارم و نه قلبی...

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢٦ | ۸:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

 

 

گل مراد داشته رو پشتش سیمان میبرده...

بهش میگن چرا با فرقون نمیبری؟

میگه یه بار امتحان کردم چرخاش گردنمو اذیت میکنه!!

ـــــــــــ

یه بچه هه به باباش میگه:بابا چرا ما هم مثل همه با کشتی سفر

نمیکنیم؟؟

باباهه میگه:ساکت باش بچه شناتو بکن!!

ـــــ...ـــــ

دلداری زبل خان به دوستش وقتی میخواد آمپول بزنه:

هرچی کمتر بیشتر بهش فکر کنی...

بیشتر دردش کمتر میشه!!

ــــ...ــــ

یه نفر رو به علت سوختگی میبرند بیمارستان.

 تشخیس داده میشه:95درصد کوفتگی بوده و 5درصد

سوختگی.

علت رو که بررسی میکنن:میفمن: آتیش رو با بیل خاموش کردند!!

ـــــ...ــــــ

بخند...بخند دیگه...این قدر بخند که بخندی...

شاد باش حتی یکم الکی...

به خودت امید بده حتی زورکی...لبخند

 

 





تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢٤ | ٩:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه
 
 
شاد باش نه یک روز,هزاران روز . . .
بگذار آواز شاد بودنت چنان در شهر بپیچد که...
 
روسیاه شوند آنان که بر سر غمگین کردنت شرط بسته اند...
 

 


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢۳ | ٩:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه
زیاد خوب نباش
زیاد دم دست هم نباش
زیاد که خوب باشی...
دل آدم ها را می زنی
آدم ها این روز ها...
عجیب به خوبی...و
به شیرینی...
آلرژی پیدا کرده اند
زیاد که باشی...
زیادی می شویـــــــ...
 
 
 
 



تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢٠ | ۸:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

 

 

با آدما مثل خودشون نباش...

خودت باش...

چون گم میشی...

اون وقت باید دنبال خودت بگردیـــــ...

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢٠ | ۸:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

 

 

باران ببار...بگذار اشکهایم غریب نباشند...

 




تاريخ : ۱۳٩٢/٤/۱٩ | ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

 

 

خنده عالیه...گریه آدم رو سبک میکنه...اما...امان از بغض

 




تاريخ : ۱۳٩٢/٤/۱۸ | ۳:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

 

به میهمانی خدای هستی بخشخوش آمدید

   بنده ی من از من چه می خواهی؟
 
  
  به کوچکی خود نگاه نکن

به بزرگی من بیاندیش...

آنقدر به تو نزدیکم که

هر لحظه وجودت را از من می گیری !!

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٤/۱٧ | ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ف.ا.ط.م.ه

 

 

گاهی آن کس که میخندد ومیخنداند...

 


میخواهد حواست را

از چشمان گریانش پرت کند....

 




  • پاپو مارکت | بک لینک